درباره ی خرده فرهنگ – ا حسان مهدیان
.........................................................................................................
مقد مه اي بر «خرده فرهنگ» ها ونظام ارزش گذاري! subculture
هريك ازجوامع بشري متناسب با نيازهاي خود دست به ايجاد نظام ارزش گذاري زد وبه طبع آن فرهنگهاي متعددي دربين اقوام وملل گوناگون براساس روابط ومناسبات ، اخلاقيات ، تابوها،حتا مذهب ، گويش ، نوع پوشش و …شكل گرفت .
شايد بد ست دادن تعريف معين ومشخص از« فرهنگ» كه بتواند دربرگيرنده ي همه ي جوانب سازنده درآن باشد امري ممكن دراين حوزه ودراين حال نباشد اما اگربه اختصار قناعت شود«مجموعه ي عناصر هويتي در وجوه متفاوت زندگي فردي واجتماعي كه دربرگيرنده ي انديشه ها وباور هاو.. است» مي تواند بخش مهمي از اين تعريف باشداما الزاما تمام زواياي پيچيده ي آن نيست كه بدليل تكامل تاريخي دربستر مفاهيم ونظامهاي روشنفكري تاكنون مورد بهره جوئي ودستخوش تغييرات نيز قرار گرفته است .
د رحاليكه در بازكشف نيزهيچگاه به لحاظ اجتماعي متضمن حقيقت مطلق درميان اين باورها وقراردادهاي بين توده ها نيست وتفاهم چند فرهنگي نيز منشع ارزشگذاري تلقي نمي شود .
خرده فرهنگ (subculture) به اينگونه وانمود مي گردد كه چيزي درزير اين ظاهر مسلط ورويه ي مشهود وول مي خورد و به مثابه دو سويه گي ويرانگر وباز آفرين ، كه بافرسودگي فرهنگ مسلط ازشكاف تاروپود مندرس آن درحال خود نمائي است ويا باآن درتعارض است وباپتانسيل ها، ارزشها و مفاهيم خود ساخته دربرابرآن پايداري مي كند ودرمواردي هم بطور سمبليك دربرابر قيم معابي امپرياليسم فرهنگي كه خودراحافظ سنن وقراردادهاي كهنه مي نمايانند باسرسختي ونوعي لج بازي و… مقاومت كرده و احيانايك خرده فرهنگ خاص، درهيئت ضد فرهنگ ويا جايگزين فرهنگ مسلط درمي آيد وبقاي آن وانموده اي از خود انديشي بين فرهنگي تلقي مي شود. واين تعارض اگر منجربه ازهم پاشيدگي فرهنگ مسلط نگردد به فرايند جذب خرده فرهنگ درفرهنگ مسلط سرعت مي بخشد.
رمز گشايي فرقه نگري ها وتمايزآن با رويه ي مسلط!
اين فرقه نگريها با پيچيدگي نسبت به رويه ي مسلط متمايز مي گردد.
اين گونه مقاومت را هنوز مي توان در« جريان ارتباط دوگامي ، مشاهده كرد خرده گروه ها وافراد، بجاي آنكه از يك الگوي رمز گشايي هم شكل وتحميلي خط بگيرند، پيامها را به شيوه ي خاص خود رمز گشائي مي كنند. (1)
آنها پيامها را(از رهگذ ر راهنماها) ره گيري وجايگرداني كرده(به سطح دوم انتقال داده) ، به وسيله ي خرده رمزگان هاي خود بارمزگان مسلط مخالفت كرده نهايتا همه چيزي رابا گذر دادن از چرخه ي خاص خويش باز به چرخش در مي آورند…اين ترفندي عالم گير است .
راهي براي باز جهت دهي ، جذب ظفرمندانه بازيافتن ساز مايه اي كه فرهنگ مسلط پراكنده اش ساخته است …وامتناع گروه بي شمار، نام ناپذير ، وبي نام ونشاني كه توان اش راازنفس ساختار زدائي وسكون مي گيرد . بايد درنظر گرفت كه انچه گفته شد بخشي ازتحركات درتقابل با فرهنگ مسلط است ودليلي ندارد كه به جز مقاومت ، درتعارض ياتعامل باآن نباشد ويا حتا درپاره اي موارد مستقل نباشد.
امااين هنوز اعجاز گروه هائي است كه بطور سنتي به وسيله ي هويت ودلالت ساختار يافته اند وامتناع توده ازاجتماعي شدن كاري ، بكلي متفاوت است .
پس بدون اينكه وارد بعضي تقسيم بندي هاي بيهوده شويم حضور خرده فرهنگ(subculturi) ها غيرقابل انكار ، كاملا فعال وباز تعيين كننده وسامان بخش هستند ، اين باز گفتن نيز نمي تواند پاياني بردنياي پيچيده ، متعد د ومتغير خرده فرهنگ باشد .
خرده فرهنگ درربط وپيوند باگروه هاي اجتماعي !
بطور كلي مي توان گفت كه خرده فرهنگ درربط وپيوند باگروههاي اجتماعي گوناگون دردرون يك جامعه است حتا بروز وبازپديدار شد گي دراقليت هاي قومي ، نهادها، گروه هاي دانشجوئي ، گروه بندي هاي موسوم به «بچه محل ها»، گروه هاي صنفي بازار وصنعت ، گروه هاي استوار برنوع خاصي از تحصيلات مانند وكلا ويا انجمن هاي فارق التحصيلان از دانشكده ي خاص،گروه هاي هنري خاص (ادبياتي ها ، گروه نوازندگان ..) سربازان ، كمپ اسراي جنگي ، اردوگاه هاي مهاجرين وبصورت تلطيف شده درگروه هاي زنان خانواده و… بدليل اينكه به نوعي دريك بافت كلي وابستگي تنگاتنگ دارند امري اجتناب ناپذير است .وبه فعاليت هم گون وبه تعبير ماكس وبر« دردايره ي ارزش ها» مي پردازند.واجتناب ناپذير است اگراز گروه هاي فمنيسم درهمين راستا نام برده شود چراكه دركنار هرگونه تعريفي كه ماازآن خواهيم داشت نوعي موقعيت آرماني نيز درآن شكل مي گيرد كه بروضعيت اجتماعي زنان درمقاطعي شديدا تاثير گزارده است .
خرده فرهنگ درهيئت ضد فرهنگ !
ازآنجاكه خرده فرهنگ ممكن است شكل ضد فرهنگ به خود گيرد ، وادبيات ، هنر نمايشي و… با زيبائي شناسي فرقه اي را به عنوان جايگز ين، با ز بيافريند موجب سرگرداني مخاطب ويا تماشاگر عادي خواهد شد به دليل اينكه نمي داند كه بايك هنر جدي ويا يك انگاره ي سرگرم كننده روبروست. شايد عادت هاي روز مره گي باعث پس گرداني پاره اي از خرده فرهنگ كه اصالت خود رابر عادت زدائي مستقر كردند مي شود، ودريك نگاه كلي مي توان گفت : خرده فرهنگ باتلاش براي ارزش گزاري قوانين درون گروهي وسنت ستيز ي وهنجار گريزي هاي مدام وعبور ازمرزهاي متعارف وهستي دادن به تفكرات فرقه اي به بازآفرينش هنجار تازه اي درپيوند با سازوكارهاي اجتماعي د ست مي زند.اماآنقدر چپ گرانيست تابه براندازي فرهنگ مسلط بيانديشد وتنهادريك بازي جاي گزيني وبازي پنهان وآشكاري به حفظ وحراست ازدستاورد هاي مورد باز شناختگي خود وحتا با تنيدن به شرايط اجتماعي پيرامونش به احراز هويت مي پردازد.
بدين ترتيب تقريبا نمي توان امروزه جامعه اي رايافت كه درآن فقط يك نظام ارزش گذاري برروابط ومناسبا ت اجتماعي تعيين كننده باشد پاره اي اعتقادات ، اجتماعات وتفكرات كه درشكل گيري مناسبات دخالت مي كنند را بطور وضوح شاهديم!!
نمونه ي آن خرده فرهنگي است كه كليساي كاتوليك لهستان دردوران استيلاي نازي هاازآن حراست كرد( نحوه ي آموزش وپرورش كودكان لهستان دربسياري موارد شكلي مخفي داشت) ودرنتيجه ي همين تلاش هاهويت «لهستان»دردوران اشغال نازي ها دست نخورده ماند. درانگلستان ، كساني كه درپرورش اسب ومسابقات اسب دواني تخصص دارند نه تنها خرده فرهنگ خاص خودشان را دارند بل كه سواركاران آنها ازنظر شكل وقد وقواره باديگران تفاوت دارند، سيرك بازان،هي پي ها ، پانك هاو.. همين خصوصيت درآنان مصداق دارد آنها حتا بربخشي از جوامع ديگر تاثير گذاشتند.وشديدا يك نوع تلاش فرقه اي جدي را براي جاي گزيني وابراز وجود درفرهنگ مسلط درجوامع پذيرفته شده داشتند .
يك تفاوت كليدي بين خرده فرهنگ بافرهنگ
خرده فرهنگ وادبيات زير زميني!
تعريف ديگر اينكه خرده فرهنگ ، آيين هاوزيبايي شناسي فرقه اي خودرادارد حال آنكه فرهنگ ها كم وبيش عموميت دارند وحتا ممكن است طبقات گوناگوني رادربر بگيرند .
مطالعات ويژه نشان مي دهد كه چگونه جوانان طبقه ي كارگر ساكن شرق لندن بابهره جوئي از ساختارهاي نمادين ونحوه ي پوشش وگويش ودراختيار داشتن ناحيه وقلمروي خاص براي خود هويت تراشي كردند(2).
ازآنچه كه درباره ي خرده فرهنگ گفته مي شود، منتسب نمودن ادبيات زير زميني وادبيات اعتراضي به آن است كه خواه ناخواه با خصوصيات ذهني (ازچنين انگاره هايي ) مي تواند مقاربت داشته باشد.
توليد ، توجه وسير درفضاهاي انتزاعي وحتا تنيده گي هاي مشهود درخرده گروههاي شكل يافته وايجاد الفاظ وواژگان خاص ، گرايش به نوعي شيوه هاي ارتباطي ويژه همچنين رويكرد به فرديت افراطي ،اعتراض به وضعيتي خاص وشرايط غيردمكراتيك ، بازآفريني نگره هاي محد ود درتمايلات فردي درفرايند شكل گيري دسته بند يهاي كوچك نقش بسيار موثري ايفا مي كنند كه ممكن است زماني دربرخورد با فرهنگ وادبيات مسلط وقراردادهاي حاكم برجوامع ودرپي مقاومت دربرابر حل شد گي دچار انفعال ، باز پس راندگي وبه شكلي وادار به خيزش درلايه هاي نيم پيدا شده ودست به انتشار شبنامه ويا بولتن هاي درون گروهي برمبناي تمايلات شخصي وخرده گروهي بزنند .
دراينجا مقصود از فرهنگ ورويه ي مسلط نظام ارزش گذاري فرهنگي است وآنچه كه درادبيات سياسي بدان پرداخته مي شود باآنچه دراين نوشتار بدان توجه داريم تفاوتهاي قابل توجهي دارد .
بااينهمه نمي توان اين جنبه ي خاص رامطلق ديد وديگر وجوه مثبت آنرانديد .والزاما نمي تواند تداعي گر يك عمليات مخفيانه ي براندازي باشد كه دست كم نويسند گان قابل اعتنايي مانند «آندريان ميشل» وتعدادي از شاعران ليور پول درانگلستان ( 1950 تا اوايل1980) باچنين عقايدي دست به انتشار بولتن هاي ارزان قيمتي مي زدند كه بعضا با ويژگي اعتراض حتا دردانشگاههاي انگلستان تدريس مي شد .اگرچه هيچگاه به قوانين نشر تن نمي دادند اما درنشريات كوچك وكم ارزش به انتشارعقايد خود مي پرداختند كه درآثارشعري آنان مخالفت باجنگ يكي از شاخص ها محسوب مي شد.
آنچه امروزه درادبيات ايران به نوعي مشاهده مي شود نه توليد خرده فرهنگ در فرايند شكل گيري اثر كه تنها خوانش شخصي ازداده هاي گذشتگان ، ويا خرده فرهنگ فعال درمناطق ديگر است. كشف ظرفيتهاي خرده فرهنگ ها در ميان جوامع پيرامون ، شايد بتواند به شناسايي ساحت ديگري از فرهنگ هاي بومي ومنطقه اي منجر شود .
درغيراين صورت شايد بتوان اينگونه وانمود كرد كه اين گروه ها ازآنجاكه دربر گيرنده ي مناسبات درون جوامع پيرامون نبوده وخود مجبور به قراردادهاي تازه درروابط في مابين هستند دچار وازدگي وانزوا شده واغلب بدون هيچگونه وضعيت تاثير گذاري محو مي شوند.وافراط در پديد آوردن نحوه ي زندگي متفاوت سبب شده است كه درپاره يي موارد مفهوم خرده فرهنگ باواژگان واصطلاحاتي مانند اعتياد وبي بند وباري در آميزد .
اين امر نيز بسته به مناسبات منطقه اي وبومي ،احتمالا مي تواند به هويت جديدي هم منجر شود .اما هنر به عنوان عامل مهم وحياتي حتا در عصر پيشرفت وتمايلات شديدا افراطي به سمت خود محوري ها، وكاناليزه كردن ارزش هاي محفلي ، به نقش وارزش زيبايي شناختي همچنان تاكيد مي نمايد.اگر چه يك زيبايي شناختي خاص با اين روند درتقابل باآنچه درفرهنگ تثبيت شده نماد والگو تلقي مي شود قرارگيرد.كه خود مي تواند درتوليد وسمت دهي به تمايلات متفاوت ايفا گر نقش مهمي باشد.
گروه هاي مافيايي ، ازجمله ي خرده گروه هايي هستند كه سازو كارهاي خاص خود را درروابط في مابين وروابط افراد يك باند با گروه هاي ديگر اجتماعي ترسيم مي نمايند وحتا نوعي قوانين خاص را باگروه هاي ديگر مافيايي بدون عقد هيچگونه قرارداد مكتوبي اجرايي مي نمايند .
فرقه اي ازدسته هاي مافيايي درژاپن براي تشخيص افراد خودي از غيرخودي دربين اعضاء اين فرقه مجبور هستند تاانگشت كوچك دست چپ شان را به عنوان علامت وفاداري واحيانا نشانه ي شناسايي ، قطع نمايند. !
خرده فرهنگ وسامانه هاي الكترونيكي « وبلاگ نويسان »!
وبلاگ نويسان درعصرحاضرمي توانند مولد خرده فرهنگ در بستر سامانه هاي الكترونيكي باشند . دريك سامانه ي محدود درروابط ميان خود بارمزگان خاصي مواجه هستند والبته با علايم پيچيده ي به ظاهر قانونمند درگستره ي كاملا مجازي برمي خورند اما سرويسها ي جمعي دراختيار گروه هاي ديگري است كه بر شبكه هاي بزرگ تكنولوژيك حكم راني مي كنند ، وب نويسان درلاي موي رگهاي ازپيش راه يافته نفس مي كشند و بادراختيارداشتن امكانات فردي محدود به منبع اطلاعات پيش باز هدايت شده دست مي يابند حتا فناوري الكترونيكي امروزه براي حضوردرچنين فرايندي الزاما دانستن زبان بخصوصي رانيز كم اهميت كرده است به گونه اي كه حكم رانان وب سايتها براي چنگ انداختن برمنابع انساني متفرق در بين جوامع بشري ازابزار وآلات بومي ومنطقه اي هم بهره برده وهم درآن دخل وتصرف مي كنند به گونه اي كه امروز واژگاني درروابط يك نسل پا گذاشت كه زايده ي ارتباطات الكترونيكي ست درحاليكه واژگان هم تراز( به لحاظ كاربردي ) آن دربين عموم وتوده ها هنوز رايج ومسلط است.
البته زمينه ساز مناسبات تازه اي شده اند كه شايد بشود چنين گفت كه غول حاكمان وب سايتها باايجاد فضاي ارتباطي مجازي موفق شده اند تاكنون بعضي روابط ، مناسبات وسازوكارهاي فرهنگي در جوامع مدرن را مرعوب خود كرده بگونه اي كه مناسبات سرمايه داري درادامه ي تصميم گيري براي سلطه ي سرمايه برالگوهاي انساني واجتماعي كه زماني براي همين منظور فاحشه خانه ها را رواج داده بود وبنياد بهره كشي جنسي را درجهان سازمان دا د ند وامروزه نيز به عنوان يكي از مظاهر استثمار باقي مانده است امروز مغلوب چند وجهي خصوصيات دنياي مجازي شده و اغلب محاسبات ، پيش داوريها وتجزيه ي عناصر سازنده در روابط بين فرهنگي را به غول هاي حاكم برسامانه هاي الكترونيكي سپردند وحتا مي توان گفت ميدان را به اين سامانه ها باخته اند. وب نويسان نيز به نوعي درحال تبديل شدن به كاربراني هستند كه قائد تا بايد فرهنگ قالب براين سامانه راهدف مي گرفتند . اما بخش عمده ي آن مقهور توانايي هاي چشم گير آن گرديدندوبه سامانه هاي تسليم مبدل شدند.
ازدرون همين سامانه هاي تسليم ، «هكرها» ، «رمز شكنان » ، « ويروس نويسان» وبرنامه نويساني با ويژگي وظرفيتهاي خرده فرهنگ درحال مقا ومت هستند . وچون نظام كنترل نامحسوس حاكم براين سامانه آزارشان مي دهد دست به تخريب ، هك ورمزگشايي هاي دربعضي موارد تبهكارانه و باز ويرانگر، و… ميزنند.
آنها تحت تاثير هيچ فرهنگ ازپيش انديشيده نيستند بل كه از درون مناسبات جديد ، به توليد خرده فرهنگ تازه مبادرت كردند .
خرده فرهنگ وفوتبال !
اگر چه بسيار گروه هاي كوچكي دراين فرايند درحال فعاليت هاي آفرينش گرهستند تابه دنبال دستيابي به معاني جديد ويا راهكارهاي پيش برنده تري باشند اما درشكل دادن به اين معاني ومناسبات به دام چاله هاي تظاهروهويت يابي هاي جايگزين ازطريق مضامين خود مي افتند كه ازدوران رنسانس گرفته تا فرهنگ تماشاگران فوتبال امروز ، يكنوع روابط ساختگي متظاهرانه است كه ثمره ي سلسله برخوردها وتعاملا ت مي باشد كه همانند شكل گيري تمام مناسبات فوتبالي، اعم از اجرايي ، حمل ونقل ، سكوها ، شعارها، انتظامات وامنيت ورزشگاه ها و… تماما برمبناي خرده فرهنگ فوتبال وقراردادهاي تماشاگران ، مكتوب وعملي مي شود. چيزي رادر خود مي پروراند كه بيرون از ورزشگاه ودر گروه هاي ديگر مانند دستجات مذهبي ، گروه هاي علمي وتحقيق دانشجوئي (درصورت بروز) به ضد فرهنگ ودرسيستم بازار به انارشيسم و… تبديل مي شود . كه تنها درروابط خود تابع خرده فرهنگ ديگري هستند. وطبيعي هم به نظر مي رسد كه باتوجه به نوع مناسبات در خرده فرهنگ ها، مهمترين وظيفه اش را درواقع حراست وسواس گون از هويت جمعي وفرقه اي خود مي شمارد .
بااينكه مي كوشد خود رادرمرزهاي متعارف وهنجارهاي اجتماعي محدود نكند امادرپيوند آشكار با ساختار وبافت اجتماع است وهرگز تن به خنثي بودن نمي دهد .
اگرچه مي توان تا بي نهايت وبه اندازه همه ي مظاهر فرهنگ ، خرده فرهنگ جست ، ظاهركرد ودرمقاله هاي گوناگون ثبت ودرج نمود اما اجمالا به سفارش سايت ادبي ww w. botimar. Com وجلوگيري ازاتلاف وقت به اين مقدار بسنده شد مهر ماه هشتادوچهار- ايران ، ساري – ehsanmahdyan@yahoo.com
www.hojum.blogfa.com
(1) بابهره گيري از سلسله مقالات منتشره ازسوي مركز تحقيقات ومطالعات اجتماعي دانشگاه بيرمنگام
(2) - علي اصغر قره باغي
(3) ژان بودريار ، اكثريتهاي خاموش