لک لک ها عاشق می شوند
دوستان عزیز - بدلیل اختلال در سایت بلاگفا مدت تقریبا طولانی امکان درج مطلب نداشتیم . اکنون با رفع مشکلات پیش آمده با اولین پست و یک شعر در خدمت شما هستم امیدوارم با نقد و نظر شما بیشتر آشنا شویم
----------------------------------------------
عشق پرنده بدون مرز است
از سیبری به شاخ آفریقا
از اقیانوس آرام به دریای مازندران می ریزد
مادرم دانه گندم در مرداب ریخته بود
در آنجا هم عشق جوانه زد
ما عاشق شدیم
به خواستگاری دُرنای سفید نرفتم
اما دورو برم رنگ ها همچنان پرسه می زند
وای اگر فصل مهاجرت یرسد
وای اگر برسد
تگرگ هم نمی تواند مانع پرواز شود
حتی اگر به دانه داخل مرداب برگردم
رباب را در آغوش گرفتم
از هر انگشتش عاشقانه می افتاد
صیادهایی که ماهی بگیرند
بی خطرند
من به دنبال تفنگ های سرپُر
از سیبری به شاخ آفریقا
از آقیانوس آرام به دریای خزر
و آب بندان های شمال
مجالی نیست
تخم های دُرنا وُ جوجه اردک ها
به زودی عاشق می شوند
و برای شکارچیان زبان در می آورند
( احسان مهدیان . همین روزها )
(مادرم رباب)