پاک یادت نره !

« عجب دنیای واژگونی مانده اینجا  »

زخم سوختگی عجیبی در من مثل دستمالی  در کنار جوی  افتاده و کودکی ناخواسته در آن جیغ می زند  یا حرفی که تو می زنی از لای دندان های زرد ، لثه های فوق العاده متعفن و خونابه های گرم و لابد پاک !!ساندویچ پیچیده در نایلونی چرکی و مصرف شده که  به خورد مک دونالد می دهد پاک !

فاحشه ها در خیابان های نیویورک می لولند و سطل آشغال پر از بچه های پاک !!

همچنس بازی آقای رییس جمهور با دوست پسر خانم وزیر خارجه پاک !! منشی پاک !

رادیو ی اتومبیل که دائما از ترس می گوید و امواج می لرزند :

ما استخوان ترکاندیم و مغر استخوان ها  پاک!!

این هوای چرکین را با  دماغت به خانه برده ای  تا با پرده برج دوقلو پاک کنی !

صدای رییس از آنطرف پر از  آبِ پاکی ، پاک!

زن در نمای ماهواره ای اش کاملا سالم و مرد لای کراواتها ی رنگین پاک !

مرده هایی که پاک باد کرده روی دست زمین ! ناکازاکی و هیروشیما با چادر چرکی این مسافرهاو گـَند صورت پوشیده از برف که منتظر گرم شدن نمانده

برق – تلفن -  آب و گاز ، اشتهای آدم باز می شود  اشتهای چرک اتوموبیلها پاک !!

کوچه – خیابان -  مستراح و گازوییل و بنزین و نفت ، فاضلاب و حمام و کرکره های این پنجره غبار گرفته پاک !

خواستگارها و  عروس و  مهریه – طلاق و نفقه جنس اول و جنس دوم با حجله ی این سگ ِ هار  پاک!!

هیتلر و جنگ و صلح / افلاطون و ارسطو / فوکو بارت و فوکویاما پاک !

روح و جسم جنگ جهانی اول تا حالا  / سینما ی تاریک و نمای روشن پاک !

اس ام اس های اتوکشیده و نکشیده ، عشق پسری پا به سن گذاشته در زنی که هنوز بچه دارد

لااقل این افسانه است و این یارو با هزار و یک نطفه چرکی ، خمیر دندان و حوله و مسواک و تیغ  پاک !!

زباله ها و کوره آدم سوزی و یهود و کشیش احمق ویرجینیا 11 سپتامبر  و ترکیه افغانستان

 له کردن عراق و پاکستان ، جلد شناسنامه ، گواهینامه و قانون حمایت خانواده

راهنمایی و رانندگی با اتوبان و خاکی و فرعی در بالای شهر و  پایین منهتن پاک !

قطب شمال و جنوب و نصف النهار و خط فرضی ابروی مادر زن و تحریم  سرزمین مادری ام پاک !!

میوه های نارس و رسیده و روده هایی که گربه آورده  لاشه الاغ و قاطری متعفن در شکم کمربندی و ترمینال فرودگاه و ایستگاه قطار و بورس و بانک سوئیس گـَندو ، پاک !!

مدفوع و زباله بیمارستان و  کشتار مردم عرب و سمپاشی مردم عجم ، تشنگی غزه پاک !

حلبچه پاک / سردشت پاک ...  بالاخره این تلویزیونی که پاک پاک است !!

من مانده ام با این همه عزیزم ! چگونه  تا آخر این متن به دیدنم آمدی؟

حالا همه صفحه را پاک کرده ام که بنویسم

انرژی صلح آمیز هسته ای ... چرکی ؟ ناپاک ؟ ناسالم ؟ !! بمب پاک ! کشتار جمعی پاک

بتاریخ م ی س پار م ت!    امضا  ء

 

بعد از بمباران هیروشیما

 آتش در جنگل های آمریکا

رمضان و قدر

 

ضد قهرمان ها در 3 نوبت !

 

کوفه ...!

شهر شما افسانه های شوم دارد

یک چاه تنها مانده در حلقوم دارد

بی فتنه قطامه ها شاید نخوابد

پیراهنی در کار نامعلوم دارد

 

 

در این شرح بی نهایت :

سه نفر قصد ترور دارند و 3 تن مقرر به نیستند !

 

 

1 -  شخص سوم

 

وااای که این شهر چقدر حاکم دارد

چقدر لباس برای امیران

و چه دستار ها ی بلندی دارند امیر زادگان

با دست بوسان و متملقان

کاش زود تربه این شهر  می رسیدم

من امشب باید

معاویه را بکشم

امااین شهر جان می دهد

برای حکم رانی جان می دهد برای ...

در عوض شما فکر کنید

به شام نرسیده مرده ام

 این که دارد در این بزم

دور آتش می رقصد

 روح است

چه فرق می کند کتاب ها چه بنویسند

 نکند شما به روح اعتقادی ندارید؟!

ها ؟؟

 

2 – شخص دوم

 

وای که این شهر چقدر زن

و چه طلای سرخی  دارد

گزمه ها

چشم های بیدار

به اطراف   می کشند

پشت شمشیر هم

نمی شود جا خورد

من اعتراف می کنم :

باید  امشب

عمرابن عاص را بکشم

 باید حسرت این همه لبخند

این همه چشم چاق

این همه سجاده و شراب را ....

نه !

من باید از اول

فریب لحن و زبان او را  بخورم

در عوض شما فکر کنید

 من هم کارم را کرده ا م !

کسی که نام مرا نمی داند

چه فرق می کند کتاب ها چه می نویسند؟!

کافیست زنان این حرمسرا مرا بشناسند

بهشت کو ...؟

 

3 – ابن ملجم

 

وای که  این شهر چقدر مسجد دارد!

همه رو به قبله اند

قبله ها یی که راه به کعبه برده اند

من همین امشب علی را می کشم

اگرنه دل هیچ قطامه ای برایم نمی زند

 باید در سفره معاویه کباب شوم

این شانس من است

راه دنیا در  آخرت این کار است

این شمشیر من است

 آغشته به چشم دختر عرب

که ویار خون دارد

وگرنه نعلین علی را

چه وسوسه ای است ؟

پس من !

در یکی از همین مساجد

در صفحه تاریخ نام خودم را دارم

چه فرق می کند چه بنویسد ها ؟