دومین نشست از نقطه ی صفر

   «اطلاعیه»

·       نشست

·       ادبی

·       تخصصی

·       خانه ی شعر شمال

·       میهمان ماه : آقای احمد میر احسان

·       موضوع بحث : موقعیت زبان درشعر امروز

همراه با تازه ترین سروده های

شاعران حاضرو شاعران میهمان

·       زمان : 28 / 12/84

·       مکان : بابل ، میدان هلال احمر

    مجتمع هنری ، سینمایی بابل

حضور دوباره شمارا ارج می نهیم

شرح عشق

ای پیامبر ، ماهیچیک ازرسولان را پیش از تو نفرستادیم مگراینکه غذامی خوردند ودربازارها راه می رفتند .

 ای مردم ، ما بعضی ازشمارا وسیله ی امتحان بعضی دیگرقراردادیم آیاصبروشکیبایی می کنید وازعهده امتحان برمی آیید ؟

ای رسول ما ، بدان که پروردگار توبصیروبینا بوده وهست  .( سوره فرقان ، آیه 20)

شاید امشب کسی به تو فکر می کند که نفسم بند میاد

« اعتراف ... 2»

 

اگر چه برگ روی این کلمه

   ساعتی از دبستان برایم کوک شد

نه کجا روی ایستادن

نه این کاغذ گچ می خواهد چکار؟

 

هرچقدرعصبانیم گرفت

می زنم به کوه بافرهاد ، خستکی اش را    ول می دهیم

درتنهایک کلمه تنها در      موقوف!!

سراغم را توی رودخانه ی آن ته     شسته ام

برخلاف باد

اتفاقی که دارد به طرف ام زوزه می کشد

زنگها پشت هم کوچ کرده اند

و انگشتا نت دیگر به حساب نمی خند د!

 وول می خورد

باشبی که میان استخوانم بود

...هی! چه می گویی؟

به همین وقت کثیف

 ساعتم وقت جدیدی برای خودش بسته

چقدر از شب راحت ترسید م

     (راحت    تر   میشوم)!

 

آه اگر ستاره از کار ابلهانه خلاص شود

تااین خیابان که راهرو ندارد

این راهرو پی کدام خیابان بگردد؟

 

آ خراین دیوانگی به کله اش می زند

تاب بیاور این تسبیح جان بدهد

شکل الاغی که باورش شده

کسی قاطرش را میخواهد.!

حالا که سیخ ایستاده ای

 بگذارم توی همین چاله

وقت ، برای دیر شدن بهانه میگیرد.!

          دینگ 

                دینگ...

 

 

شاعر مرده زیباتر است

تردید....................................................................!!

 

«احسان مهدیان» زمستان 84

 

 

کسی پایش به جایی که درخت با حوصله  

می شود خیس هیزم

عرق از سروکول این همه ابر که دیگر 

 قحط سالیست !

یکی به من بگوید این دربدر  د  د  د د  در ......   

نوک زبانم نبود

اسمش رابه من نگفت حتا کسی

این گربه ی چاق چه نقشی در این دختر دارد؟

 نمی دانم ! 

 آدم که هوای چیزی به سرش

 جبهه ی خلاف ببند    یااینکه نه !

بااین همه آبرو ی لوله ها وحرف هایی که دمم شد

آخر این شعر، می میرم

تاب این همه لکنت که ، سوت نمی زند

کارخانه های زیادی را ....

پای چه  چی ؟ چیزهایی که  می خوابم

وزباله تا خرخره در من   گیگیگیگیر...

تازگی ها بیشتر می گیرم     

آقای رئیس !  

دکمه هایتان

 خدابیامرزد رفتگان شمارا !!  

می شود رویتا ن را برگردانید؟

 گلاب از این خط  کششششید ه گی ....

سرزبونم نبود هروقت به پتم ،پتم افتادم ...

لطفا شما نپرسید

 آقا به خدا بلدیم!

شاعرهم که بودیم  زبانمان می گرفت

 اخراجمان کردند

همینطور باکره ماند م تا حالا که به این بع بع بع له.......

دیدید که مشکل ازخودتان است ؟

خدا مادرزادی همینطوراست!

سیخ به چیزی که گنده ترازخودم باشد

 ازترس نیست !

ومن فکر می کنم که من فکر می کنم که

می کنم یک گوری تا .................. ته همین کلنگ!

وآشفته های این خودکار

از دماغ کسی  

  سرمی رود

آقا اجازه ؟ مشکل ازشعراست!

فقط زبانم می گیردو وووو... ول  می دهم

حرف هایی که ....

شما اخراجم کنید ...

ازاین که اسم کانگورو مرابه یاد کسی نمی اندازد

ازاین که روزنامه ها فحشم بدهند .

به کاموا بافی مادربزرگ در جلسه ی شعر هم

به چشم خواهری

این دیگر افتضاح بود که لکنت چشم گرفتم   

نبین !   ازاینکه شاعر مرده زیباتراست

ازاین که اهل منکرات نیستم ............... غریبه ام

ازاینکه جواز دفن «دستی که زیر سر دارم»     ندارم

من تا سینما و دوچرخه ای که آرزوداشت ترکم باشد

روبروی دادگاه  جای پارک نیست

آقای رئیس ! 

 به گفته ی هوا شناسی یک توده ای ناشناس 

شب که شد قبای سال گذشته را تا به تا

برتن این کلمه ها بپوش حل می شود !

همین کارها رامی کنید که لو لو لو کنت  موکنت  گگگگگرفتیم

بجان شما آقای رئیس!

دکمه های شمارا قبلا پشت مسجد جامع ندیدم

دووووووووووووکمه ای نیست که از آن بالا نرفته

والا از مو باریکتر این کراوات

گردن شما بهتر می نشیند

شاعر هم که بودیم آقا همینطور حرف

حرف تو ی گوشمان نمی رفت که نمی رفت که ....  

 رررررررررررفت!!!                    

ناگهان فکر می کنی که فکرت کار نمی کند! عجیب فکریست ؟

    

اولین نشست واستارت کارتازه ایکه باید به دوردست بیندیشد

اولین نشست خانه ی شعر شمال برگزار شد

همانگونه که طی روزهای گذشته مکررا اعلام گردید و ازعلاقه مندان دعوت به عمل آمد ُ اولین نشست ادبی خانه ی شعر شمال با حضور گسترده ی شاعران ُ منتقدان و نویسندگان ادبی استان مازندران به دعوت خانه ی شعر شمال در سالن مجتمع سینمایی ارشاد بابل برگزار شد برای اطلاع دوستانی که موفق به حضور نشدند گزارش کامل این برنامه درحال آماده سازی است که بزودی ازطریق این تریبون وسایت بوتیمار به اطلاع خواهد رسید .

دومین نشست خانه ی شعر شمال درمورخ ۲۸ / ۱۲ / ۸۴ درمکان ( مجتمع هنری بابل )برگزار می شود مجددا حضور شمارا گرامی خواهیم داشت وامید واریم بتوانیم به برنامه های خانه ی شعر کیفیت بیشتری بدهیم واز همینجا دست تمام دوستانی که با ارائه ی انتقاد وپیشنهادات خود راهنمایی مان کردند به گرمی میفشاریم .