وال استریت خیابانی که جریان دارد

مرگ این روزها وقت ندارد دلم را بخاراند وقتي سر گرم اين همه كشته است

اين خيابان خالي از شكم هاي گرسنه نيست

 سيگار هم يك روز تمام مي شود كه بگويد دنبال فندك بگرد

تا تمام شود زمين از سمت تو رفته نوبت آفتاب است!

به ماه فكر نكن كه شايد به آن نرسي / فقط سايه مي زني

در آتشي كه آتشفشان شود از لوله دماوند

منتظر دهاني نيست كه فرمان مي دهد/ آتش!

اين راه كه فال تازه اي نيست به كف دستم نظر دارد

هنوز می خواهم روی زمین حرف بزنم كه اين چه خاكي است؟

مثلا ازتشنگی از یقه ام راه  نگیر، ول بده!

تا چشمه هایی که از سر چشمم سر می روند

 قرصهایی که زهر مارم دوباره گزید ن داشت  می گرفت /گرفت

حرفهایی که به خورد لیوان نرفته گلويم را گرفتند

احتمالا به استخوانِ کسی یک گلو حلقه می کند

و با هم دنبال كمي آب براي رفع تشنگي هاي دود رفته ايم

فعلا در آستين مرگ ، نام هاي تاره اي جا گرفتند

كه هر يك شنبه با چند روز هفته به استخر مي روند

ببين! شناسنامه منهتن را براي راي به فيل و الاغ خريدند

موش ها را بگو درخیال دیوار مست باشند

اين گاو وحشي ، وحشي است   

به غارتنهایی ام که قد ساری تنگ می زند

با اصحاب سگی که درعادتش نبود   خواب

در چشمان کسی به غارت من ته می کشد

 سلام همسر این قیافه :

اینکه دل دل زدن سکته اش گرفتن ندارد.

به جای همه ی شما غلط کردم !

که هرچه تاب دراستخوانم بخواهی تا ب برایت تركيدند

وقتی تودر طلوع شعری که با دود می رود نباشی

دوباره تیغ دررگم جان گرفت

می توانم درچشم هزار شانه خالی کنم

چشمها را که تاب ازاین اشکها گرفته است؟

می خواهم روی پای تو ازحرف این کوچه رد شوم

به جزاینکه زمین تو را باردارد   دارد

اين تالار به بورس بوسه زد  اين روزنامه وال استريت نيست

پا از روي دكمه هاي بسته برداريد

ما در آرزوي خانه اي هستيم كه قسط بانكي ندارد

خانه در ارزوي مردي كه پدر باشد با مادري كه شير ميدهد

ما اين روزها چه دغدغه هاي ساده اي داريم كه با زندگي  تركيب نمي شوند

حالاعزیز - دورت بگردم

دیگر این زمین حرفی برای چرخیدن ندارد ؟

 

 خوانش " وال استريت خياباني كه جريان دارد" در ادامه مطلب

همه اين گفته ها چيزي نيستند جز بازگويي سطحي نكته هاي آشكار و روشن تاريخ فلسفه مدرن ، اما اين حقيقت كه همين چند نكته آشكار با شتابي سرگيجه آور و در مدت زماني بسيار كوتاه  به بحران كنوني انديشه غرب  انجاميد هم باعث حيرت ماست و هم هشدار دهنده است