از فوکوشیما تا هیروشیما سال 90 خوش آمد

 

دعاي تحويل سال 1390

 

 

يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبرالليل والنهار

يامحول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال

---------------

 

زمستان امسال استاد غلامرضا كبيري از ميان ما " كوچ " كرد !

 

 

استاد غلامرضا كبيري روايتگر كوچ و باران و شاعر پر اوازه مازندراني دار فاني را وداع گفت!!

فقدان اين شاعرخلاق و محبوب را به جامعه بزرگ هنرمندان كشور تسليت و تعزيت عرض مي نماييم . جمعي از شاعران و هنرمندان مازندراني ( به نقل از روزنامه وارش 22 / اسفند 89 )

اين قسمت كوتاه را هم بخوانيد :

در پايان دوره كارگاه شعر  ( 24 اسفند 87 ) ميهمان ويژه  همايش انجمن شعر و ادب ساري بود . وقتي خواستم از استاد تشكر كنم عرض كردم كه :

استاد غلامرضا كبيري علیرغم بيماري و كهولت به دليل اشتياقي كه براي حضور در جمع شاعران جوان ما داشتند قبول زحمت كرده و حضور يافتند ! استاد معترضانه گفت : آقاي مهديان ميخواهي بگويي من پير شدم ؟!! ( خنده حضار ! )

من بلافاصله حرفم را عوض كردم و گفتم استاد با همه مشغله اي كه داشت قبول زحمت كرده و در اين جمع شعر خواني نموده است .

از آن پس هر وقت مرا مي ديد چه در خانه و چه ... ( البته متاسفام كه خيلي كم اتفاق مي افتاد ) گفت : من هم وقتي جوان تر بودم خيلي حاضر جواب و داراي حضور ذهن بودم  كار آن روز تو هم طنز بود هم نشان از اين داشت كه .... روي تو حساب مي كنم !! و اين حرف استاد از این پس روي شانه هايم به شدت سنگيني مي كند!!

------------------------

شبكه شعر گل دختري !!

 

احسان خليل شاعر دوست داشتني ساروي ماه هاست با اقدامي به جا و هوشمندانه كار ارسال و انتشار شعرهاي كوتاه شاعران سراسر ايران را از طريق شبكه پيام كوتاه هر صبح به انجام مي رساند .

شعرهايي از شاعراني كه گاه كاملا آشنا و بعضا شاعراني كه بايد در اينده از آنان بخوانيم . اين وضعيت باعث شد كه هر صبح با شعري كوتاه و انتخاب هوشمندانه همراه با لايه هايي از عاطفه گي و رمانتيك روبرو شويم

جا دارد از ابتكار عمل احسان خليلي عزيز  تشكر نموده و برايش آرزوي موفقيت نماييم .

 وبلاگ 

www.goldokhtari.blogfa.com

------------------------

( كنفرانس  در عصر يخ بندان )

 

 ( تريبون اول )

 شنبه سرش را شلوغ كرد  با اضافه هايي كه از دهانم ريخت

من فكر مي كنم زمين را گاوها شخم بزنند

گاوها را شير بدهيم / و شيرها را همانطور كه توي قفس هستند  ...

مي خواهم آب خزر را نگه داري براي خودم رخت بشورم و دل دريا شور بزند

حضار محترم !  كسي در اين بين توي حرف هايم دريبل نزند

من با ارسطو همسايگي كردم / با ميشل فوكو هم خانه نبودم !

پاي عقربه هاي ساعت به ميان افتاد : مثلا اينجوري !

گربه ها ميو ميو كردند ! الاغ عربده مي كرد !

 قاطران پاي مي فشردند ( اَه حال مَردمُ بهم زدي احمق )

الان پشت اتاق زايمان شنيدم مي تواني به مادرت برگردي !!

اينطور كه چين يقه ام را گرفته

نمي تواني عينك اين تلويزيون را هم جفت كني !

نه ! گوش هايم حلزون دارند و نه چشم هايم به دست حاكم است

اما يك جور گريه توي سرم هست كه در خواب هم نمي توانم بريزم

من مي خواهم توي اين شعر آب بگيرم / اصلا شنا كردن كار شعر است

زير چشم هايي كه ديدنشان جلوي خون را گرفته

 لاي چند دندان عصر يخبندان از كاسه سرم آب خورده اند

باورتان مي شود درياي آزاد هم دروغ .. دروغ است  

مديترانه با آهنگ " دريا دريا "  به رقص آمد ؟

لاي كتاب هاي درسي دبستان بود  يا نبود

عاشق زني شده ام كه در گوشه اين متن ولو شده

كسي كه  پنجره  را براي هم نشيني بادها

باز مي گذارد / يا نمي گذارد / بر قاليچه اي دست نمي كشد

كه اثر انگشت دختران آبادي را به ياد مي آورد ( يكي زير؛  يكي رو!)

براي برگشتن به دل بمب ها دست و پا مي زنم

شكم سفره مثل يك شيشه  به طاق چسبيده

وگرنه اين چاقو در دستهاي تو التماس نمي كند

يعني دیوار که مست كند چیزی برای ریختن ندارد

سوزنی كه  به دستم فرو رفت  از پیراهن شما سر دراورد

سر نوشت من از كاسه چشم تو آب خورده باشد / يا نخورده باشد ؟

تنم سرد است و در بين انگشتانم / اثري از هيجان / جان ندارد

مثل قلوه سنگي كه از كوه افتاده باشد / افتاد!

زير دندانها ؛ جابجا شدن جوندگان  را حس كردم

با آب دهنم سير / و لاي لثه ها گرم شدند

ميكروفون ادامه داد : ساختمان ملل متحد امنيت ندارد

يك ليوان نوشيدني مي خواهم ( جرات ندارد بگويد آب )!!

من فرق دارم ! با يك ليوان آب جوشي مي شوم

كربلا جلو چشمانم راه مي رود

حاكمان عرب هركدامشان را با شمشير  با شتر  با كنيزكان ....

ديگر حتي علي هم جلودارم نيست وقتي حيدر مي كشم!!

خوب وراندازم كن ! اصلاح  به من مي آيد ؟

 

( تريبون دوم )

با درود به درود به  درود ...

از همان اضافه اي كه بايد از كانال سوئز بر مي داشتم / نداشتم

تا لب خواستگاري تو هيچ موافق نداشتم / برداشتم

تريبون افتاد و ميكروفون لرزيد و سونامي آمد / توكيو پر !

من در اين شعر " شيخ بهايي " را مسلمان كردم

بيچاره من كه دارم از اين بلندي هم بلند تر مي خندم

خوش به حال تو كه با اشكها پتوي سرباز طبقه پايين را بلانسبت ؛ خيس كردي!

باران كه حرف اين ساعت هاي عقربه دار نيست

اين ترانه دارد به  ملكه تنه مي زند !

ميكروب ها و سنجاب ها زير دندان گردو گرد شدند

ميدان درست كردند براي اينكه نفس هاي هم را بچرخوانند

پرنده ها فرصتي ندارند / زمستان پر !

 

 

( تريبون سوم )

ريخت آدم هاي عوضي مزاج كم خوراك

يا كفش هايي كه پيش از من به خانه بر گشتند

و حتي كودكي كه كه نميداند از كدام راه بايد شير بگيرد
براي نوشتن بيش از حد بزرگم و براي فهميدم بسيار كوچك

من نعل وارونه مي  زنم هر روز در ميانِ آفتاب!

مي دانم  كه اين گاو چقدر كشك  است چقدر روغن

گوساله ها شكمشان را صابون بزنند

براي وقتي كه جلد دوم نظامي در آمد

ليلي خواب ديده بود كه يك منظومه  دروغ نوشتند

مرد ته تقاري از همان آخر سالن ! بله شما ؟

ما ! ؟ ما سامري ها دولت مستعجليم

حالا كه از عقب اگزوز خاور تا شاخ آفريقايي اين آدم

داستايوفسكي و ماكسيم گوركي و چرنوبيل (فوكوشيما و هيروشيما)*

از خياطي كه در كوزه افتاد چه حرف ها كه نمي زد

اين بهروز است و اين مهيار و اين چند پا ي ديگر 

اين جنازه كه هنوز گرم است و دهانش بند نمي آيد

 احتمالا احسان مهديان است كه در كوره دوم

زير باران مانده !

لطفا جنازه ام را دور اروپا حلوا حلوا كنيد !

اين حيوان براي شيرين كاري چه ها كه نمي كند

 نه  غلاااااااااااااااااا م !!

***

پ - ن : * حتما اين لينك را بخوانيد

 

عکس ها عواقب ادامه دار حادثه چرنوبیل در اتحاد جماهیر شوروی سابق است  

---------------------------------------------------------------------------

سال خوبي آرزو مي كنم براي همه مردم ايران و براي شما كه به اين وب سر زده و اين صفحه را مي خوانيد بيشتر

من هنوز معتقدم كه روز تولد باران سپيد را تبريك بگويم

 

" براي خود تو ...."

 

 

یک شمع بیاور

وقتی همه شمع ها سوختند

از ميان همه شاخه ها و رنگ ها هم

رز آتشی به خوبی پیداست!

زودتر باش فوت کن

این که در چشمم فرو رفته

تیغ مژه ایست که از "حافظ "  مانده!

چه راحتم میان این همه چاقو

 تشنه ران و پهلو ...

این که حتی از پشت می آید خطری ندارد

***

به علامت  آمدن تو در كنار من توجه كن !

 

پارک سبز میدان ساری