آتشـکـده
( به آنهایی که سال 89 را با ما شروع کردند )
89 سالِ کمی نیست اما وقتی ساعتم را جلو بردند
یعنی اینکه شما آفتاب لب بام هم ندارید
دارم به پای خودم می رسم که این کوچه را خوب فراموش کرد
همراه چند لاستیک از پیکانی که جوش آورده
پیراهنم از رو بسته برای پشیمانی
گریـه هایی که از لب طاقچه ریخت . . .
از حال زنی بیخبر که حالا دل به بغدادی بسته که سندباد ندارد
ما هرچه طاقت تازه آوردیم کم آوردیم ( مرکز ! طاقت بیاورید )!
یک برادر از خودمان به این پیراهن بدوزیم تا چند پشت بتوانند چه ؟
در جیب هایم که پیش از این انقلاب شد بولشویک ها از لنین هم جلوتر زدند
داس به گوری که دست به دست می شود از این هم دِرو تَر ( بخوانید 2 رو تر )!
مثل اتاقی از رفیق ، دنده های صد تا به یک غاز می کشید
جایی که قلوه سنگ ها شکار این دندانند شما بفرمایید: بخند !
سیبری آنطور نیست که من با « تاواریش باختین » یکصدا شدیم
ببینم! مگه چند صدا شدید ؟ ...
مثل اینکه این صدا از اطراف میدان مین بلند است ها ؟
نه ! هم صدا نشدیم
یا از عیار فلزی که من توی سرم دارم بی خبر است
یا اینکه جفت گیری عمومیت دارد آقا چه رسد به :
گرده افشانی سُمبل در 7 سین !
اینجا با پوست تخمه های اول سال می شود خودت را بپوشانی
این باغ با برف و کلاغ و میوه های پر از خبر ، دهان به دهان شد
هرچه سرد تر بوسیدنت سخت تر از این هم مگر می شود / شد !
این چند هزار پا که ما را بالاتر از زمین برد / پرید
حالا اینجا یزد است !
باید اهورا مزدا به خاطرم هیزم بیاورد
اما کنار آتش لب های تو سرخ تر بودند ...
اصلا میوه های دم بخت را دخترانی چیده اند که مریم نبودند
بهار یعنی : خرس عزیز ، بلند شو ، نوبت ما آدم هاست!
تلویزیون یعنی هنوز دشمن ما آمریکاست
شاید بالاخره از « خالِ یار » سری دربیاورم و در سایه ی این تخت خوابم ببرد
این 13 یعنی گره کور سبزه ها یعنی اینکه سیرداغش را زیاد کردند!
جنبش وینستون فراموش کرده که از سرم دود می رود
سماق ها را بدون مکیدن نگذارید / این ماهی یعنی حالا کجا بروم
از دیر فهمی قاطر است که تازه راه خودش را پیدا کرد
تازه هیچوقت دهانی نداشتم که هویج را نتواند بگوید
بی بی سی جلد دوم شناسنامه ای را که ندارد جار می زند
این هم یعنی چقدر جار بزنم لایه اوزون را من بریدم
حق با تلویزیون بود من برج های دوگانه را خالی کردم
اما تو هنوز نیامدی !! نیامدی !
(مادرم رباب)