بِسمِ اللّهِ الرّحْمَنِ الرّحِيمِ‏
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ(1) لَيْس لِوَقْعَتهَا كاذِبَةٌ(2) خَافِضةٌ رّافِعَةٌ(3) إِذَا رُجّتِ الأَرْض رَجّا(4) وَ بُستِ الْجِبَالُ بَسّا(5) فَكانَت هَبَاءً مّنبَثّا(6) وَ كُنتُمْ أَزْوَجاً ثَلَثَةً(7) فَأَصحَب الْمَيْمَنَةِ مَا أَصحَب الْمَيْمَنَةِ(8) وَ أَصحَب المَْشئَمَةِ مَا أَصحَب المَْشئَمَةِ(9)وَ السبِقُونَ السبِقُونَ(10)
أُولَئك الْمُقَرّبُونَ(11) و ...  سوره واقعه
  : (ياد كن ) زمانيكه واقع شود واقع شونده (رستاخيز) - نيست در واقع شدنش (و آمدنش ) دروغى - (آن رستاخيز) پست كننده و بالابرنده است - زمانيكه بلرزد زمين لرزيدنى (شديد) و پاره پاره شود كوهها پاره شدنى (يارانده شود رانه شدنى ) - پس گرد و غبارى پراكنده شده و باشيد (در روز رستاخيز) اصناف سه گانه و ياران دست راست چه (بلند مرتبه اند) ياران دست راست و ياران دست چپ چه (بيمقدار)اند ياران دست چپ و سبقت گرفتگان (بخيرات ) سبقت گرفتگان (بخيرات ) سبقت گيرندگان (به آمرزش )اند آن گروه نزديك شوندگان ....

***

  

 روزنوشت ها به روزاست باشعر مولانا ...

 ۱– برزو علی پور ( خودکار کم رنگ )

 دعوت از برزو علی پور که دوست دارم دست پخت خودش را ببیند ! روزی که او در وبلاگ نویسی "نقد بی رو در وایستی" را باب کرد چقدر به او حمله شد و حتی مستقیم و غیر مستقیم آنقدر فشار آوردند تا  قونیه در سلطانیه ساخته و در آن به مکاشفه بپردازد اما حرف ها و انتخاب هایش خوب نشان داد که دقیق و درست بود . اگرچه من قصد تایید و تکذیب کسی را ندارم اما زمان خیلی چیزها را .... من فکر می کنم وقت آن رسیده است که این دوست خوب و فعال ادبی در اینترنت مجددا به صحنه باز گردد!

  2 – مجله ادبی شمال ایران ( هجوم)

 حضور فعال و جدی شاعران و نویسندگان در سایت هجوم ( مجله ادبی شمال ) نشان دهنده استقبال از این فضای مجازی ادبی است . اما از آنجا که ما عادت داریم خیلی زود فرصت هایمان را به زباله تبدیل کنیم ظاهرا این گونه فعالیت ها هم در حال رنگ باختن هستند . یکبار دیگر از همه شاعران و نویسندگان درخواست می کنیم که مطالب و اشعار و ... خود را به مجله ارسال نمایند .

  3 – شعر تازه ام که باید بخواند !

 من که تازگی برایم از مردن ندارد  حرفی به این خاک در بزند

مثل قلوه سنگی که ممکن است هر چیزی از آن در بیاید                        

ممکن است آیینه ای که تو ، خود را نشان بدهد

ممکن است سر از خیابانی که در آن طوری که آشنایید/ بشکند

پیش از این پشت پنجره به چشم هایی درافتاده ام که افتادم

من ! هنوز  مثل کسی در چاه دنبال علی می گردد / می گردم

تو  ! مثلا چوپانی که هنوز دروغ می گوید ( فردوسی مرده است )!

من ! چنین گوسفندانی زیاد پشم و شیر کرده ام

تو تو تو تو تو تو تو تو تو !!!!! / من من من من من من من !!!!!!!

مثل همین دکمه ای که بین ما افتاده تا چشم در چشم کسی راه نیفتد

ازپله های اول تا آمپولی که از اسم جنگ خیس می کند !

(توله ای قاطرش را عاریه از جایی که من گذاشتم با خود فارغ کرد!!)

از آن دنیا هم  راحت تر از این پیام که در پست الکترونیکی به تمبرهای تو خندید

این حیوان دو لنگ و 2 گوش بیش از الاغی که می شناسم عـَرررف  دارد

ما بنده ی خود را به عشق آلودیم و تو چه می دانی که عشق چیست ؟

همیشه می دانستم و شاید کسی دارد از آسمان می افتد

می توانی به همین سادگی وسط دل من بیفتی (همین جا)

دیگر کسی برایت نمی میرد که بگویم کجایی ...!

دارم کنار سوره واقعه برای خودم می رقصم  ( من نه منم ...)

حوریان که برای خوردن شراب از لانه بیرون زده اند

کمانداران کمان از بر، می دارند . . . . بردارم

 شعر فرصتی برای عاشق شدن است و تو چه می دانی که شعر چیست ؟

پس ما چه وقت عاشق می شویم؟ مردم چه وقت شاعر ؟

حالا : اگر فک تاریخ  را بگیرم  قول می دهی این در از دهانش در نرود ؟

تا عربده ای که از بطر اول به بعد خاطر این دروازه جمع نیست

هنوز که هنوزم این (لکنده) با تو حرف از روزگار هند می زند

از راهی که در خیابان بر من بسته و از هوایی که در یزد برایت

هزار و چند بادگیر در میان ، می توانی جِر بزنی ! زد!

این گوشه منطقه آزاد سلطانیه در خلوت من چرا شبهای کوتاه تری دارد

می توانی بگویی برزو علی پور شعر تازه ایست در تنهایی ماه !

و من هنوز می گویم از خیابانی که بن بست است رد می شوم / شد!

  4-  رخصت

این روزها نصیحت زیاد می شنوم از عمه جانم که اصلا سر از هیزم در نمی آورد تا زغال فروش مقابل ملامجدالدین و یا  حضرت رازی کاشف الکل و حتا همین شازده ای که خلع شد اما دست از تاج و تخت بر نمی دارد و همگی دارند چطور باید آتش روشن کرد را آموزش می دهند !! اما من می گویم هرکس کتاب می خواند حتما علی سروی را دیده است  و هرکس کتاب می نویسد حتما با فریده یوسفی آشنایی دارد . ولی آتش روشن کردن این روزها اصلا خطر ندارد چون دست ها آنقدر رو هستند که بهتر است در جیب بگذارید و در خیابان های اطراف راه بروید .  اجالتا

 خبر : با حلقه ارتعاش در نمایشگاه کتاب تهران