جنگ - مزه ای که زیر شعرهایم مانده
برای جانبازان اعصاب و روان ،
قهرمانانی که باید پنهان باشند ! چرا؟؟

در سالگرد حمله ی همه جانبه ( هوایی ، دریایی و زمینی)
به ایران و آغاز جنگی که 8 سال مقاومت مردمی
را در پی داشت و ...
(موجی که شعر ...)
اگر می دانستی که چشم های تو با من سر جنگ دارند
با همراه ستارخان رمز عملیات تازه را
هویت چندین جنازه را
نقشه جنگ پیاده را، اعلام نمی کردی
من پرچم رابرای بستن زخم هایت اختراع کردم
خودم در جایی کاشتمش ( جایی بلند )
شعری بنویسد که اول کار موجی است و ترسی ندارد
از بد حادثه
فقط این جنگ می توانست شیمیایی ام کند
تا فرمول بسته شدن نفس را تداعی نمایم
* * *
امروز نمی دانم چندم آگوست است
اما می دانم اسپری دگزامتازون کفاف این شعر لعنتی را نمی کند !
صدای دورگه ی خانم « رایس ، رایس» مثل اینکه کسی در ها را بسته!!
گفتی در ؟
در در در در
زمانی که موج آمد اول درها را ازپای در آورد
بمب ، خانه ای را به خانه ی دیگر کوبید
باد در روسری تو هویزه می کرد
حتا گیسوی مادرم را نا غافل به خاک سیاه می کشید
...
جهانی شدن شاید این است:
( چند مترعقب نشینی برای پهن ترشدن !
بعضی وقت ها خانه ام راحیاط می کند !!!؟؟ )
....
افکاری د ارد از سرم می رود بیرون
مثل اینکه قصد بر گشتن ندارم
( چه مرگم شده )؟
بوی نان اردوگاه همیشه مرا به یاد خداحافظی انداخت
که با اولین لقمه می خواهند گوشت برادرم را بخورم
راستی ! هرچه فکر می کنم یادم نمی آید
اول خانه شما خراب شد یا اینکه تو بله را دیر می گفتی ؟
هرچه بود من هنوز عاشق گاوهایی هستم که وقت غروب
بوی علف تازه را می آورند
ها صفورا صفورا صفورا!!
اگر کمی زودتر بله را می گفتی من حالا نزدیک ام الرصاص بودم
و دشمن تا شمشیر کار می کرد کشته می شدند و آب به حرم می رسید
آسایشگاه ما هم روز تولد عباس می شود
می شود که تو بیایی و من صورتی را برای نبوسیدنت
سیر
سیر
سرخ ببینم ها ؟
* * *
ها صفورا !
حاضری با مردی که یک پا ویک چشم دارد
به خورد ن زیتون های نیم سوخته بیایی ؟
تهران دیوارهای بلندی دارد / کابل اما ، همه اش حیاط است !!
من فارسی را مثل بچه های « تهـرون » بلدم!
چشم های خواهر کوچکم چرا آبی ست؟
(- امشب گردن محبوبه رامی زنم!!-)
دلیل کوچه گیری ام علی ...
پای چیزهایی که نمی دانم
لَنگ همه ی آنها کویت است
حالا صفـورا ، فلوجه ؛ دیـریاسین ومن یکجا مرده ایم
درجنینِ اردوگاه کودکی ام در راه است
او شبیه هیچ سنگ دیگری نیست !
* * *
موهای مادرم سپید شد ، هنوز فکر می کنم که سرم از جنگ پر است
نامه هایی که برایت می فرستم ، خودم می خوانمش !
همیشه یادم نیست تو در حالیکه می خواستی گل بچینی
پنجره های خانه در دم جان می دادند .
دیدی فراموشت نکرده ام؟
حتا اگر گوش هایم را باد نفرین کرده باشد
یا اینکه هنوز روی مرز خودم راه می روم
آهای ی ی ی جنگ را از تو برده ام برده ام برده ام
تفحص که می کنم جنازه های مانده بر دیوار یادم نیست
هورررری دلم ریخت توی فر عکاس
که انگشتت وقت حلقه زدن لای دستم مانده بود
آخ ! این قرص هام پیداشان نیست چرا ؟؟
....
گفتند از خانه بیرون نیایم بهتر است / حالا خیلی چیزها عوض شده همه چیز
چیزهایی که می دانم چقدر زود رنگ عوض کردند زود ....
سرم را روی گردن می کشیدم و گردن روی گردن می کشیم
اگر بی تابیم را تاب می بود نفس را بعد مردن می کشیدم
خانه شاعران تبريز(خشت) با همكاري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز برگزار مي كند.
اولین جشنواره سراسري شعر،(خط سوم )
این جشنواره در دو گروه شعر تركي آذربايجاني و شعر فارسي و دو گرايش
قالب هاي كلاسيك وقالب هاي نو
ودرموضوعات زيربرگزار می گردد:
۱ـ موضوع اصلی:( آزاد )
۲ـ موضوع ویژه:( تبریز)
شرکت برای کلیه رده های سنی آزاد است
مهلت ارسال آثار پايان وقت اداري 25 آبان سال۱۳۸۶ می باشد..
( تاريخ اعلام شده به هيچ عنوان تمديد نخواهد شد )
کلیه ی آثار تنها به صورت تایپ شده ودر یکطرف A4 و(تنها با حروف عربي) قابل
پديرش مي باشد.
هر فرد در هر موضوع و در هر گرایش زبانی حداكثر 3 اثر مي تواند ارائه نمايد.
همچنین ضروریست برای تسهیل در جداسازی آثار. شرکت کنندگان در پشت هراثر ارسالی موضوع قالب و گرایش زبانی اثر را قید فرمایند.
كليه آثار به طور جداگانه در گروه هاي مذكور تفكيك شده و به طور مجزا در دو گروه داوری ازداوران برتر کشور به تفكيك موضوع و قالب داوري خواهد شد و به نفرات برتردر هر موضوع و دو هر گروه زبانی تركي آذربايجاني ، فارسي. همچنین هر دو گرایش قالبهای کلاسیک و قالبهای نو جوايز ارزنده اي اهدا خواهد شد.
درج آدرس دقيق پستي و شماره تلفن تماس در پشت تمام آثار الزامي مي باشد.
علاقه مندان مي توانند آثار خود را به نشاني : تبريز، صندوق پستي 1669-51385 سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز و يا به ايميل khatt.3@gmail.com ارسال نمايند.
براي كسب اطلاعات بيشتر علاقه مندان مي توانند
با شماره تلفن 04113374437 و تلفكس 04113351010 تماس بگيرند.
زمان برگزاري 28 و 29 و 30 آذر ماه ۱۳۸۶
مکان برگزاری جشنواره متعاقبا اعلام خواهد شد.
نظرات وپیشنهادات شما می تواند دربرگزاری هر چه بهتر جشنواره تعیین کننده باشد.
**************
۲ - جشنواره سراسری شعر علوی - مازندران
در سالي كه مزين به اتحاد ملي و انسجام اسلامي است اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار مي كند:
هشتمین جشنواره سراسری شعر علوی
اهداف جشنواره :
1) اشاعه و ترويج فرهنگ منور نبوي وعلوي
2)نگاه ژرف ،عميق و هنرمندانه به سيره نبوي و رفتار علوي در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي
3)آشنايي جوانان با اهل بيت و رفتار علوي
شرايط شركت:
دبير خانه از پذيرش آثاري كه در جشنواره هاي گذشته و جشنواره هاي مشابه ارسال و مورد بررسي قرار گرفت ، معذور است.
محدوديتي جهت قالب و سبك آثار ارسالي نيست.
آثار ارسالي مي بايست در يك طرف برگه ي A4 و يا به صورت مشخص و خوانا نوشته و ارسال گردد.
ذكر كامل نام شاعر وآدرس دقيق و شماره تماس الزامي است.
آخرين مهلت ارسال 10 آبان ميباشد
شماره تماس دبير خانه:01512274810
شاعران و هنرمندان سراسر كشور مي توانند آثار خود را به دبير خانه هشتمين جشنواره سراسري شعر علوي به آدرس:
مازندران -ساري- ميدان امام (ره) –اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي و يا به پست الكترونيكي جشنواره به نشاني Alavi@ershadmaz.ir
و يا وب سايت اختصاصي جشنواره به نشانيWWW.ershadmaz.ir ارسال نمايند.
یک نامه ای از«آقای خادم» به خوانندگان هجووووووم
ايثارگران درپيچوخم زندگي
خسخس سينه يك جانباز دوران دفاعمقدس فقط با پنج ميليون تومان آرام ميگيرد.!!!
سلاح شيميايي در عمليات بدر؛
تنها در يك حمله شيميايي عراق بيش از 500 نفر مجروح بر جاي ماند
دشمن بعثي در سالهاي دفاع مقدس بارها از سلاحهاي شيميايي به طور وسيع در مقابل رزمندگان اسلام و در راستاي سرپوش گذاشتن بر ناتواني خود در برابر آنها، استفاده کرد.
دشمن در همان روز نخست عمليات بدر، به مقدار زياد از بمبهاي فسفري استفاده کرد و با انجام چند حمله با گاز اعصاب و سيانور توانست حدود دو هزار نفر از نيروهاي ما را به پشت جبهه تخليه کند، گاز سيانور در مدت دو دقيقه برخي از رزمندگان را شهيد کرد.
.....
اول یک توضیح کوتاه روزنامه ای به برادر برزو علی پور
خود کار کم رنگ چه می نوییسد ؟ ...
به انضمام پاسخ آقای علی پوربه آقای خادم
روی ادامه مطلب کلیک کنید!
(مادرم رباب)