دعوت نامه ی خانه ی شعر شمال 

 

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

 

خانه ی شعر شمال برگزار می کند!

 

میز گرد ادبی ماه با حضور نویسندگان ، شاعران و

منتقدین ادبی استان مازندران

موضوع بحث تخصصی اردیبهشت ماه - 85:

نقد وبررسی کتاب: « مجموعه ی شعر امروز ساری »

همراه با قرائت تازه ترین سروده های شاعران حاضر

زمان : یکشنبه 31 /2 / 85 از ساعت 4 الی 7 بعدازظهر

مکان: سالن اجتماعات مجتمع سینمایی ارشاد شهرستان بابل

نشانی : بابل میدان هلال احمر

بدینوسیله از جنابعالی وکلیه علاقمندان ادبیات وشعرمازندران و ایران

برای حضور دراین برنامه دعوت به عمل می آید

بااحترام – هیئت مدیره ی خانه ی شعر شما ل

 

شعر

«  شبنامه ای در جنگ های بدون لیلا... »

 

برده ها مگر همیشه   سیاهند؟

پس این شب را روی کدام پرده...

بازی ات گرفته ، لیلا ؟

*

همیشه ازهمین ی که نمی ترسم    می ترسم!

هرچقدر می خواهی نعره بزن:

«اس... پار... تا... »!!

گلادیاتورها !...... حمله

دستم که به علقمه نمیرسد

تو ! این راه را بگیر........ درنروم.

من ! ویروس بدون مرزدارم ، لیلا

*

امشب ! يازدهم سپتامبر است!

راديو را من بلندش نكردم

آمريكا به نجف نزديك شد

نفت از مرز اسرائيل هم گذشت

چند تاردیگرازموهام سپید شد

برای تاری که تو نداری لیلا!!

رقص عنکبوت ، وز وز بعد از انفجار

نامه هایی که دست صلیب نمی خورد

و حالا که دندانها به من می خندند!

مرگ را سراسیمه جواب  می کنم

با توقراردارم ، لیلا!

*

دُ مت را به سیاره ای گره بزن که...

سالهاست به خاموشی فوت می کنم

مشتی دهان روی هم انبار

یا قبضه های بدون لب     

 کافی نیست؟

برای گوشهایی که بزرگ این قیافه باشند!

یا تو نباشی

نباش!

بیا - جلیقه ی ضد گلوله بپوش

تادهکده جان تازه ای بگیرد!

به امید دیدار--  لیلا

*

اینجا جنگهای زیادی تراز عثمانی

باپاهای پیاده درحال ایستاده گی نکردن

کلافه ام کردی تا ارتفاعاتم را ببازم

دیگرجنگ کافی نیست

عقربه های این ساعت نیش درآوردند

گرسنگی ام روی دست زمین مانده

خاک ، کف دست این سیاره بپا ش پاش و

منشورتازه ای بگو!

 بگو...

به خواستگاری ام بیا  لیلا

لیلا، لیلا