تبليغاتX
هجووووووووووم

هجووووووووووم
 

كسي كه روي خال تو مي افتد ، از قلم  نمي افتد!

كسي كه تو را در نان شب پيچيده قورت مي دهد چه ؟

چقدر بايد دست به جيب شوم و ...

كرايه ي شام و ناهار و خورد و خوراكِ اين طفل نيامده را جابجا كنم؟

ديشب كه تختم بوي جمعه ي تلويزيون داد / داد!

هرچه زدم به سرم كه بخوابم بدون تو

بدون قيافه ي اين تلويزيون نمي شود

اين روزها خال ميان دو اَبروت به سمت پايين حركت كرد

در راه شاعران زيادي را عاشق كرد

دختران زيادي را سياه پوشيد

مادران زيادي را در جنگ از بچه هايش دور / دور

( من شه مزدير وچه ي دور / دور -  من شه آش كچه ي دور )   

به غيرتم بر مي خورد وقتي چاقو به پهلوي بازارچه مي زنم

ميون اين همه آدم / بگو چطور ي جاشم  /  باشم / نباشم

اين هفته هايي كه مي آيند و مي روند و من همينطور خون ريزي دارم

چهارشنبه ها نه كرايه ام گرفت  و نه خيال جمكران رفتن

پنج شنبه ها توي تاكسي هم بنشيني زيارتِ عاشوراست

مردم هنوز هم ميل مين گذاري  دارند

هنوز مي توانند از تير غيب استفاده كنند

اصلا آنچه از غياب مي آيد شيرين / شيرين تر است

شيريني تر / كه با شكر بالا و پايين مي رود

مثلا از پيچ كوچه  ديدم ، رَد موهاي بلندي كه گيسو كرده و مي رود/رفت

از ظاهر آدم ها نمي شود فهميد چقدر به آنها حسوديم شده است

يعني رفيق ! سنگ قبرها هم سنگ قبرهاي ملامجدالدين

اين كه شبها در سياهي همه ي قصه ها و فيلم ها مي آيد و

هوش از سر نگهبان ها مي برد / خال است

زير چشمم باد كرده و گونه هايم با چروك 50 ساله دارد ولو مي شود

هي آينه را تميز كرده  وسط پيشاني اش خال مي كشم / نمي افتد

انگار از شراب چشمي درامد كه روزهايش به انگشت نمي امد / ... آمد!

اصلا بدون خال تو يعني خيال ندارم

به اطلاع متقاضيان مجموعه شعر " ليلايي ها در نيايش باران " مي رساند

با پايان يافتن نمايشگاه تهران و با تشكر از دوستان خوب و شاعران عزيزي كه در نمايشگاه اقدام به خريد كتاب ليلايي ها در نيايش باران نمودند بطوري كه موجودي كتاب در غرفه ي ناشر در روز پاياني به صفر رسيد .

خوشوقتم به اطلاع برسانيم كه به زودي با چاپ دوم اين مجموعه در خدمت شما بوده و اميدوارم كه دوستاني كه امكان تهيه اين مجموعه را نداشتند با درج نشاني و تعداد مورد نياز در همين وبلاگ و يا با شماره تلفن 01512276900 با ناشر ارتباط برقرار نموده و تعداد مورد نياز در اسرع وقت بوسيله پست برايشان ارسال خواهد شد.

مدير نشر شلفين مقرر داشت انجمن هاي ادبي و كتابخانه ها ضمن برخورداري از تخفيف ويژه براي تمام كتاب هاي اين انتشاراتي از پرداخت هزينه ي پست معاف مي شوند

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 2:55 ] [ احسان مهديان ] [ ]

دوستان عزيز و شاعران ارجمند

برنامه رسمي رونمايي از كتاب " ليلايي ها در نيايش باران " صبح جمعه 15 / 11 / 91 در محل نمايشگاه بين المللي كتاب تهران ( مصلا) ساعت 10 صبح راهرو 21 غرفه 19 انتشارات شلفين  با حضور شاعران و نويسندگان و مولف اثر

به همراه هشت هاي هاي كف دست  - حسن حسن پور

365 صبح سلام – احسان خليلي

ضمنا دوستاني كه در سال گذشته نتوانستند مجموعه شعرهاي خانم ليلا مشفق به نام " باران سپيد " را تهيه كنند با توجه به موجود بودن تعدادي اندك مي توانند با حضور در اين غرفه آن را تهيه كنند

حضور شما را انتظار مي كشيم

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:9 ] [ احسان مهديان ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

(مادرم رباب)

وقتي حرف آرتروز به میان آمد
یاد مادرم افتادم که خم شد !
از درد نگو ! بیدار می شود و
ضجه می زند
شالیزارهای شمال می دانند
این ! مادر من است
که جوانی اش را به آفتاب
و زیبایی اش را به خوشه های برنج داد
تا ستاره ها
سو سو بزنند
و ماه دور زمین بگردد
پيوندهای روزانه
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت